X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



غریب تنها

موضوعات




ورود

ارسال کلمه عبور


آمار

بازديد امروز : 2
افراد آنلاين : 2
بازديد ديروز : 0
بازديد ماه : 1
بازديد سال : 58
کل بازديدها : 634
مجموع اعضا : 0
تعداد مطالب : 28
تعداد نظرات : 0

غریب تنها

تدبیر دلم چیست وقتی در فراق عزیزی چشمانم میبارند که خود امشب سوگوار تنهای غریبی است که تنها  قلب تنهای خود آن را درک میکند مهتاب هم در این شب ها رو به سیاهی  و زوال است از شرم فرق شکافته آن غریب تنها

 

شرم باد بر مردمی که چاک زدند بر فرقی که روزی کعبه دامن چاک  زد تا اورا در آغوش بگیرد 

شرم باد مردمی را که حرمت مهمانی را شکستند تا قدر کوچکشان را در مقابل قدیر هستی رخ بکشند

شرم باد بر مردمی که شمشیر زدند بر دهانی که سالهاست در کنج خانه بسته است چه خود میدانستند سکوت علی نیز خود پر از حرف است

آقاجان نمیدانم چه بگویم تا تسکینی شود بر دل دردمند تنهایت ، آیا اگر زبان قاصر من لب بگشاید و بگوید تسلیت آیا تسکینی هست ؟ ویا اگر تمام شهر را سیاه پوش جد غریبت کنم مرحمی هست ؟ 

آقا جان امشب را میخواهم جور دیگر با دلم تا کنم ، سخت است ولی امشب را به جای العفو میگویم العجل و برای آن تقدیر یک ساله ام سلامتی ام را نذر آمدنت میکنم

 


برچسب ها :


نویسنده:najvayeahoo |تاریخ:1396/10/20 | نسخه قابل چاپ | نظرات(0)





ديگر امکانات

افزایش بازدید